|
!!!یه مش حرف هجو !!!شایدم جمع هویج
|
منتظرم دستوراتو بشنوم!!
سعی می کنم بهشون عمل کنم قربان!!!
بای تا های(!!!)![]()
فعلا بای![]()
شاید بتواند دنیایی را به او ببخشد
ولی برای تو
یک لبخند طنین عشق کافی است
شاید!
و برای من
فقط بودنت...
باور کن!
بیا از چرت گویهات شادم
برای تو دارم پند و نصیحت
نیا دیگه تو این وبلاگ عمادم
زمونه بدشده تو خوب می دونی
راستش من خیلی هم بی اعتمادم
شماره می زنی تماس بگیرن ؟
آخه آدم قحط این همه آدم
خلاصه حرف گوش کن عزیز برادر
هزاران مثل تو را درس دادم
بازبون خوش و راحت که بری
پیش وجدانم خودم که شادم
ختم کلوم نبینمت اینجاها
آخه من به عماد بی اعتمادم
شعر : خواجه نافذ اهوازی ![]()
چه فکر کنید نمی توانید
به هر حال حق با شماستدنیا آنقدر عجیب است که نمی توانیم تصور کنیم
دفتر خاطراتش تمام شد .
مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد
با عروسك خود بازي مي كند
وآن را چنان عاشقانه دوست دارد كه انگار زنده است
نگاهش به عروسكي ديگر مي افتد
عروسك خود را بر زمين مي گذارد
و به سوي آن قدم بر مي دارد
اما آن را به دست نمي آرد نگاهي به پشت سر مي اندازد
از عروسك خودش هم خبري نيست
امواج آن را به دل دريا برده بود
كودك نگاهي به جاي خالي آن مي كند
شانه هايش را بالا مي اندازد و به دنبال توپي مي دود
عروسكي كه روزي همه ي زندگي او بود
به خاطر هوس بچگانه از دست داد
و امواج خاطرات آن را به قعر درياي فراموشي برد
و كودك بي خيال به دنبال عروسكي ديگر...
فراموش شد عروسك
به همين سادگي...

با عروسك خود بازي مي كند
وآن را چنان عاشقانه دوست دارد كه انگار زنده است
نگاهش به عروسكي ديگر مي افتد
عروسك خود را بر زمين مي گذارد
و به سوي آن قدم بر مي دارد
اما آن را به دست نمي آرد نگاهي به پشت سر مي اندازد
از عروسك خودش هم خبري نيست
امواج آن را به دل دريا برده بود
كودك نگاهي به جاي خالي آن مي كند
شانه هايش را بالا مي اندازد و به دنبال توپي مي دود
عروسكي كه روزي همه ي زندگي او بود
به خاطر هوس بچگانه از دست داد
و امواج خاطرات آن را به قعر درياي فراموشي برد
و كودك بي خيال به دنبال عروسكي ديگر...
فراموش شد عروسك
به همين سادگي...
